تبلیغات
♥ قلب من ♥ - Love story
درباره وبلاگ

قرار ما هر جای دنیا که باران شدید تر بیاد
نز دیک خدا
آسمان هفتم
در همسایگی ملکوت
آنجا که اطمینان یابی بی دغدغه
تو برای منی و من برای تو....!
مدیر وبلاگ : پریسا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

♥ قلب من ♥
اندوه تازه ای نیست،دلتنگی من و.... بی تفاوتی آدم ها
سه شنبه 25 خرداد 1389 :: نویسنده : پریسا        

این داستان را تقدیم می کنم به همه ی دوستا ی گلم و....

عشق واقعی:

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری
.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد
.

 

نظرتونو درباره ی این داستان برام بفرستید.

 

عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست .





نوع مطلب :
برچسب ها :


   
 
   

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس